مشق عشق

مشق نام لیلی میکنم خاطر خود را تسلی میدهم

برنامه نوزوز استاد دینانی

فقط آمدم بگویم که با تمام جانم ثابت شد که روزیها از جای دیگر تعیین می شوند

زمانی که شنیدم استاد در طی ایا م نوروز هر  روز در تلویزیون برنامه دارند  خدا می داند چقدر خوشحال شدم


اما نا باورانه 

حتی موفق به دیدار یک قسمت هم نشدم

و حالا  سایتی که الزش برنامه ها را دانلود می کردم  - به گونه ای دیگر مطالب را ارائه می دهد که من دیگر نتوانستم  دانلود کنم

 خیلی دلم میسوزه


کسی هست که این برنامه ها را توانسته باشه دانلود کنه؟


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 0:52  توسط لیلای مجنون  | 

پر نقش تر از نقش دلم نقش دگری نیست

جه خوش  افسانه می گویی  

به افسون های خاموشی

...


چون آئینه نشستم من به پیش تو   که ببینی ....

در من اثر  سخت ترین زلزله ها را  زلزله ها را زلزله ها را..........

پر نقش تر از نقش دلم نقش دگری نیست

بس که دلم گره زد به گره زد به گره زد..حوصله ها را

یک بار تو هم عشق من ا ز عقل میاندیش 

بگذار دل حل کند حل کند این مسئله ها را مسئله ها را مسئله ها را....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 2:43  توسط لیلای مجنون  | 

استاد عحمی :زندگيِ امروزِ بشر، تهي از عشق ست. اما همان طور كه مي دانيد همه انبياء براي عشق آمده اند.


سومين نشست شب نشيني هاي فرهنگي بهاره با مباحثه پيرامون «ارتباط ميان زيبايي و معنا» توسط استاد حميد عجمي، مبدع خط معلي در خوشنويسي اسلامي، در فرهنگسراي سرو برگزار شد. 

    پس از مباحثه پيرامون «معناي زندگي» و«معنا در زندگي» توسط دكتر حسين عشايري و پروفسور مجتبي صدريا، سومين شب نشيني فرهنگي بهاره با گفتگو درباره «ارتباط ميان زيبايي و معنا»، در آخرين جمعه ارديبهشت ماه برگزار شد. استاد حميد عجمي، مبدع خط معلي در خوشنويسي اسلامي و مدرس معرفت اسلامي، در سومين نشستِ شب نشيني فرهنگي بهاره كه در فرهنگسراي سرو برگزار شد، پيرامون «انسان مدرن»، « تاثير خوشنويسي و هنر خطاطي بر ادراك»،« بي معنايي و زيبايي»، «زندگي، اين لحظه است كه مي گذرد»، «ادراك در تاريكي»، « ادراك اول؛ ادراك والدين» سخن گفت.
    
    اين انسان مدرن: 
    حميد عجمي كه در بيست و نهمين روز ارديبهشت ماه خطاب به بيش از 500 شهروندِ حاضر در فرهنگسراي سرو سخن مي گفت، مباحثه اش را با «انسان مدرن» آغاز كرد. وي انسانِ دنياي كنوني را انسان دگرگون شده، تهي از عشق با وسوسه هاي
    غير رحماني خواند و گفت: انسان امروز در دنياي تكنولوژي و هنر مدرن، دچار حالتي شده است كه من به آن مي گويم: پيتزا! به نظر من انسان امروز، انسان مدرني است كه از ذائقه اصلي خود فاصله گرفته است. زندگيِ امروزِ بشر، تهي از عشق ست. اما همان طور كه مي دانيد همه انبياء (ع) براي عشق آمده اند. شايد بتوان يكي از مهمترين دلايل اين خصلت كنوني بشر امروز را، ناشي از اقتداي انسان به خودش دانست.
    مدرس معرفت اسلامي، ريشه درگيريهاي دروني در اين دنياي مدرن را غلبه وسوسه هاي غير رحماني بر انسان عنوان كرد و گفت: با ورود تكنولوژيهاي جديد و وسايل ارتباطي نوين، از مسير اصلي انحراف پيدا 
    كرده ايم.
    
    همه ما بايد خوشنويسي كنيم:
    مبدع خط معلي در بخش دوم سخنانِ شب نشيني فرهنگي بهاره، در آخرين جمعه ارديبهشت ماه به تاثير هنر خوشنويسي بر روح و جان آدمي پرداخت. وي هنر خوشنويسي را هنري دانست كه وجوه آن جدا از انسان نيست. عجمي تصريح كرد: اساساً همه ما بايد خوشنويس باشيم. همه ما بايد خوشنويسي كنيم. خوشنويس بايد آنچه را كه مي فهمد بنويسد. فرق است بين گفتن و نوشتن. كتابت و نوشتن و خوشنويسي در مقام فراق است. وقتي به يار مي رسيم و به او نزديك مي شويم و به مقام وصل نايل شده ايم و حرف مي زنيم، يعني كلام ملفوظ. چرا كه وصل، تنها لفظ را مي طلبد. در هنر خوشنويسي هم مي بينيم كه هنرمند، فراق را با خطوط به ترسيم و تجسم مي كشد. 
    وي توجه ايرانيان به هنر خوشنويسي اسلامي را يكي از تفاوتهاي بارز هنرمندان ايراني با ساير هنرمندان كشورهاي مسلمان اعلام كرد: گرچه قرآن در عربستان نازل شده است اما ايراني ها در عرصه خوشنويسي از عربها پيشرو بوده اند. از 21 خط جهان اسلام، 18 خط از ابداعات ايرانيها بوده است. 
    وي رسيدگي و پرداختن كلام را از اهم واجبات خواند و تصريح كرد: پس از آنكه ما به ادراك روي آورديم، بايد به هر دو وجه كلام، نظر و توجه داشته باشيم. چرا كه حقيقت يك گونه است اما بايد بدانيم كه ما در شناخت مان از دنياي پيرامون مي بايد وجه ادراكي خود را تغيير دهيم. در همين شرايط مي بينيم كه به دليل حاكميت شرايط موجود، ادراك مان نيز متفاوت است. انسان براي ادراك خلق شده است. اگر انسان از اين ادراك فاصله بگيرد، جز كالبد پوشالي از او چيزي به جا نمي ماند. ما با احساس مان اين عالم را درك مي كنيم. آن گاه كه در چارچوبِ زيستن از اين ادراك فاصله مي گيريم، دنيا را فهم نكرده ايم و دستگاه ادراكي به كمك ما مي آيند تا حق را دريابيم.
    اين هنرمند برجسته و شهير ايراني، در ادامه سخنان خود پيرامون هنر خوشنويسي از مقايسه ميان اشكال هندسي چهره انسان با خطوط خوشنويسي سخن به ميان آورد: اگر ابرو را از صورت برداريد و به صورت منفرد آن را تجزيه كنيد، تنها يك خط منحني براي شما به جا مي ماند؛ خطي بي تاثير بر صورت انسان. اما وقتي اين خط منحني را در كنار چشم و ابرو مي گذاريد تركيب بسيار ديدني در صورت آدمي شكل مي گيرد. منحني انتزاعي خط همان منحني هاي صورت است. بر همين مبناست كه مي گوييم خوشنويسي هم به عنوان فرمي انتزاعي بر ما تاثير بسيار مي گذارد.
    
    بي معنايي و زيبايي:
    سومين محور سخنان حميد عجمي در سومين نشست شب نشيني فرهنگي بهاره، بررسي ارتباط ميان معنا و زيبايي و 
    بي معنايي و زيبايي بود. وي براي مباحثه پيرامون اين موضوع ابتدا به تفكيك دوگونه هنرمند شرقي و غربي پرداخت و با تاكيد بر اينكه، اين تفكيك از حيث جغرافيا نيست ادامه داد: ما دو گونه هنرمند در دنيا داريم؛ هنرمند شرقي و هنرمند غربي. هنرمند غربي، هنرمندي است كه به صورت و ماده نزديك است. هنرمندي كه نگاه ماترياليستي دارد. براي هنرمند غربي، حس، محوريت وجود است. اين چنين هنرمندي اگر درگير بحراني بيروني شود، همان بحران را به تصوير مي كشد. اما براي هنرمند شرقي وجه باطني، قوي تر است. او كسي است كه حتي در بحرانها هم خودِ زيبايي را به تصوير مي كشد.
    عجمي در بخش چهارم سخنانش به بطن و متن زندگي پرداخت. وي از باور خود در باره زندگي سخن گفت: زندگي، اين لحظه است كه مي گذرد؛ با همه داشته ها و نداشته هايش. زندگي اين لحظه است. من مي پرسم كه آيا شما خوردنيها را با معرفت خاص، ميل كرده ايد؟ يكي از مهمترين تفاوت ميان عرفا و ديگران، در همين معرفت خاص از امور عادي است. آيا دستگاه ادراكي بويايي شما، شما را در دريافت معرفت خوراكيها ياري رسانده است؟
    استاد معرفت اسلامي، معرفت را در «همين چيزهاي پيرامون» دانست و گفت: شما مي توانيد از بركات دورتان، ادراك كنيد. ما چگونه بايد عاشق خداوند بشويم؟ خداوند، بسيط حقيقت كل اشياء است. خداوند، خودِ جستجوست. او آشكار است. 
    
    ادراك اول؛ ادراك پدر و مادر است:
    پنجمين محور سخنراني و مباحثه مبدع خط معلي در خوشنويسي اسلامي، بررسي نقش ادراك والدين بود: ادراك اول ما از ادراك نزديكان مان است. اولين نزديك ما، والدين ما هستند. اگر پدر و مادرمان، توسط ما ادراك نشوند، ساير ادراك مان، نيز مسدود خواهد شد. اگر ما در مواجهه با پدران و مادران مان، صبور نباشيم، چگونه مي توانيم ديگران را تحمل كنيم؟ بايد نفس مان
    را خوار كنيم. اتصال با بزرگان جز در ارتباط و ادراك والدين نيست. اشارات عالم در پيرامون ماست. اگر متوجه باشيم، 
    مي فهميم كه عالم، همه حق است.
    
    از راه طي شده سخن مي گويم:
    محور پاياني سخنان استاد حميد عجمي در آخرين جمعه ارديبهشت ماه، «رسيدن به يقين» و «ارزش خون خود را داشتن» بود: قدر و ارزش خون تان را بدانيد كه هر چه داريم از اين خون است. خونِ ايراني مسلمان است كه در وجود، اثر مي كند. 
    وي با تاكيد بر اينكه اتصال به خودتان را از دست ندهيد، آخرين پيشنهاد خود را نيز مطرح كرد: هر از گاهي به آينه نظر كنيد. خودتان را و چشمهايتان را از آينه بنگريد. اگر بتوانيم از قشر ظاهري خودمان عبور كنيم، آن گاه است كه قشر معنوي نگاهمان تقويت خواهد شد. اينجاست كه ديگر هرچه از ما عبور مي كند، جز معنويت نخواهد بود. 
    عجمي گفت: بايد به يقين برسيد. يقين در باور، يقين در انديشه و يقين در عمل. بزرگي مي گفت اگر قرار باشد، بزرگي را تقسيم كنند، ابتدا بزرگي را به كساني مي دهند كه اداي آن را به خوبي در آورده اند.
    اين مثال در باره معرفت نيز صادق است. اگر قرار است معرفت را تقسيم كنند، ابتدا آن را بين كساني تقسيم مي كنند كه اداي آن را خوب در آورده باشند.مبدع خط معلي در خوشنويسي اسلامي سخنان خود را با اين جمله به پايان برد: من، خود، از يك راه طي شده سخن مي گويم. گفتني است آخرين شب نشيني با حضور حجت الاسلام و المسلمين برمايي، استاد دانشگاه و متفكر ديني و دكتر شيري، با مباحثه پيرامون دو موضوع «معناي زندگي از منظر قرآن» و «در باره معناي زندگي» خرداد ماه در فرهنگسراي سرو برگزار خواهد شد.
    
    
     
 روزنامه رسالت، شماره 7550 به تاريخ 4/3/91، صفحه 5 (فرهنگي) 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 2:21  توسط لیلای مجنون  | 

چه خوش افسانه مي گويي به افسون هاي خاموشي


چه خوش افسانه مي گويي به افسون هاي خاموشي
مرا از ياد خود بستان بدين خواب فراموشي

ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگيرم
كه من خود غرقه خواهم شد درين درياي مدهوشي

مي از جام مودت نوش و در كار محبت كوش
به مستي ، بي خمارست اين مي نوشين اگر نوشي

سخن ها داشتم دور از فريب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودي مجال حرف در گوشي

نمي سنجد و مي رنجند ازين زيبا سخن سايه
بيا تا گم كنم خود را به خلوت هاي خاموشي


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 1:51  توسط لیلای مجنون  | 

مراتب و درجات بهشت


دائرة المعارف قرآن كريم نوشته مرکز فرهنگ و معارف قرآن

از این ادرس پیگیری شود

http://www.ghaemiyeh.com/library/category/ready/book/2948/Page-4416


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 22:14  توسط لیلای مجنون  | 

سبکهای رسیدن به آرامش درون

امروز  این وبلاگ را دیدم  نمیدام چقدر با متنش هماهنگ است

http://dr-aram.blogfa.com/author-dr-aram.aspx

بهترین راه رسیدن به آرامش یگانگی با معبود خود و ایمان به اوست (تعادل=عدالت) 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 22:8  توسط لیلای مجنون  | 

بررسی تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه ارسطو و ابن سینا

نویسندگان: اسماعیل خارستانی (1)، فاطمه سیفی (2)، کاظم منافی شریف آباد(2)

چکیده:

تعلیم و تربیت امری پیچیده؛ پردامنه و وقتگیر است. برای اقدام به این کار خطیر اولین گام تعیین اهدافی است که قصد داریم به آنها برسیم و رسیدن به این اهداف مستلزم استفاده از روشهاست. آگاهی از روشها و اهداف تعلیم و تربیت بویژه تربیت اخلاقی مستلزم شناخت آراء مربیان و فیلسوفان بزرگ است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه ارسطو و ابن سینا می باشد. روش مورد استفاده در این تحقیق کیفی و از نوع بررسی تطبیقی است. جامعه تحقیق شامل کلیه کتابها، پایان نامه ها، مجلات، سایت های اینترنتی و پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق می باشد. نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع مرتبط با موضوع تحقیق استفاده شده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده است. در این تحقیق ابتدا اهمیت اخلاق و تربیت اخلاقی از نظر ارسطو و ابن سینا بیان گردیده و سپس اهداف و روشهای تربیت اخلاقی این دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته است. اهداف تربیت اخلاقی ارسطو ابن سینا از منظر فردی و اجتماعی بررسی شده اند. در ادامه شباهت ها و تفاوت های اهداف و روشهای تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا تحلیل و بررسی شده است.
نتیجه تحقیق نشان می دهد که هر دو فیلسوف مهمترین و اصلی ترین هدف تعلیم و تربیت را رسیدن فرد و جامعه به سعادت و کمال می داند، کسب اعتدال و میانه روی و کسب فضائل اخلاقی نیز از مهمترین اهداف تربیت اخلاقی این دو فیلسوف است که در این مورد با هم اشتراک دارند. روش عفت کلام و روش تشویق و ترغیب و استفاده از تهدید از مهمترین روشهای مشترک در تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا می باشد. از مهمترین تفاوت های تربیت اخلاقی ارسطو و ابن سینا این است که هدف ارسطو از تربیت فقط سعادت دنیوی است اما ابن سینا به سعادت انسان پس از مرگ نیز معتقد است. همچنین ارسطو برای دستیابی به سعادت جامعه به اهداف فردی تربیت توجه داشته است اما ابن سینا بیشتر به سعادت خود و اجتماع نظر دارد.
تفاوت ارسطو و ابن سینا در روشهای تربیت اخلاقی نیز این است که ارسطو نسبت به ابن سینا تأکید بیشتر بر استفاده از روش آموزش موسیقی و نقاشی برای تربیت احساسات و عواطف دارد. به علاوه ابن سینا در آثار عرفانی خود یکی از روش های تربیت را تربیت عارفانه می داند. در صورتی که به نظر می رسد ارسطو چندان توجهی به این روش نداشته است.

کلید واژه ها:




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 16:42  توسط لیلای مجنون  | 

مشاهده ی دقایقی از حکمت و عشق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:49  توسط لیلای مجنون  | 

از کاروان حجاج جا مانده ایم


اما

هنوز فرصت هست

شاید به قافله حسین برسیم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 5:15  توسط لیلای مجنون  | 

چاره ای نیست .. فقط باید عاشق خاص باشی

وگرنه این صفحات بدردت نمیخوره جانا ...

آخی  دلم برای صالح اعلا تنگ شد ... هموطنان جان . . .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 5:11  توسط لیلای مجنون  | 

مطالب قدیمی‌تر